موسسه فرهنگی هنری فرهنگسازان حجة بن الحسن (عج)
حوزه معارف اسلامی

بازدید : 25 مرتبه
تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت 1396

آغاز بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مبارک باد

بیست و هفتم رجب بعثت خاتم الانبیاء

حضرت محمد ابن عبد الله (ص) مبارک باد 

برکات بعثت پیامبر خاتم (ص)

 ***

تا عیان از پرده شد حسن دل اراى محمد (ص)

شد جهان روشن زنور چهره زیباى محمد (ص )

تیرگی هاى ضلالت پاک شد از چهره گیتى

بر طرف شد گرد غم از یک تجلاى محمد (ص )

در ادامه می خوانید

معنای مبعث

حکایت بعثت پیامبر (ص)

قبل از بعثت پیامبر (ص)

برکات بعثت پیامبر خاتم (ص)

اعمال شب و روز مبعث

معنای مبعث

مَبعَث در اصطلاح اسلامی به روزی گفته می‌شود که پیامبر اکرم (ص) به پیامبری برانگیخته شد. این اتفاق در۴۰ سالگی پیامبر(ص) در غار حراء واقع در کوه نور (در نزدیکی شهر مکه) روی داد و سرآغاز دین اسلام بود. طبق دیدگاه مشهور شیعه امامیه، این رویداد در روز ۲۷ رجب، ۱۳ سال قبل از هجرت پیامبر (ص) روی داده است.

قبل از بعثت پیامبر(ص)

قبل از بعثت پیامبر(ص)، دین بیشتر مردم آن ناحیه، بت‌پرستی بود. ادیان آسمانی تحریف‌شده نیز در قسمت‌های مختلف این سرزمین پیروانی داشت. اما با بعثت پیامبرص) و ظهور اسلام، این دین فراگیر، و بت‌پرستی از حجاز برچیده شد.

 سالگرد مبعث رسول خدا (ص)، از اعیاد شیعیان و به «عید مبعث» مشهور است.

منظر قرآن 

بعثت در فرهنگ قرآنی به معنای عامل برانگیختن و رسانیدن به مرحله‌ای خاص از تکامل است که در آن نوعی تحول وجود دارد، از این رو، در معنای حشر مردگان نیز به کار رفته است، زیرا آغاز نوعی تحول بزرگ و وارد شدن به فضایی جدید است[۶] هرچند معنای اصطلاحی غالب آن برانگیختن و فرستادن پیامبران برای هدایت مردم است.[۷]

 در همه جای قرآن، انتساب بعثت به «الله» است، یعنی هم حشر مردگان، هم قانونمندی‌های خاص هستی و هم ارسال پیامبران. نکته قابل تأمل در بعثت پیامبران، منّتی است که خداوند بر مردم می‌نهد.[۸] اولاً : این منت برای هدایت و راهبری است و ثانیاً : اینکه پیامبران را از میان خود مردم و از جنس آنان انتخاب کرده است.[۹]

 لَقَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَ‌سُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ

به یقین، خدا بر مؤمنان منت نهاد [که‌] پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت، تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاً پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند..)[ آل عمران–۱۶۴]

طبق گفته مورخان، مبعث، در روز دوشنبه ۲۷ رجب سال چهلم عام الفیل و بیستمین سال حکومت خسرو پرویز بر ایران روی داده است. قول‌های دیگری ۱۷یا ۱۸ رمضان، یا یکی از روزهای ماه ربیع الاول را روز بعثت دانسته‌اند، هرچند شیعیان قول اول را برگزیده‌اند.[۱۶]

 وقتی پیامبر اکرم(ص) در غار حرا به تفکر و عبادت مشغول بود، با نزول نخستین آیات سوره علق، بعثت او آغاز شد و با نخستین آیات سوره مدثر ادامه یافت.[۱۷] پیامبر(ص) ابتدا همسرش خدیجه (س) و پسر عمویش علی(ع) را در جریان نبوت خویش قرار داد. ۳ سال بعد با نزول آیه وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ ﴿۲۱۴﴾

و خویشان نزدیکت را هشدار ده.)[ شعراء–۲۱۴] دعوت وارد مرحله جدیدی شد و در همان سال با نزول آیه فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ ﴿۹۴﴾

پس آنچه را بدان مأموری آشکار کن و از مشرکان روی برتاب)[ حجر–۹۴] علنی شد و اول بار پیامبر(ص) در بازار عُکاظ، جایی که همه مردم برای تجارت در آن جمع بودند و عده‌ای نیز در بلندی‌های آن به بیان اشعار تازه و داستان‌های گوناگون مشغول بودند، همه را به سکوت خواند و دعوت خویش را آشکار کرد.

 آن روز ابولهب، پیامبر(ص) را به استهزا آزرد وعده‌ای نیز به پیروی از او پیامبر(ص) را آزار رسانیدند؛ اما ابوطالب در حمایت از پیامبر(ص) آنان را تنبیه کرد، عده کمی ایمان آوردند و به جمع گروه‌اندکی که در این دوره ۳ ساله، پنهانی ایمان آورده بودند، پیوستند.[۱۸]

ارتباط با وحی

اولین وحی، وقتی توسط جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل می‌شود، همراه با هیبت و احساس سنگینی بار عظیم رسالت است، به گونه‌ای که گفته شده است وقتی به خانه آمد، به همسرش گفت: «مرا بپوشان»، اما از ابهام و شگفتی گزارشی نشده است؛ چه، آمادگی ارتباط با فرشته وحی و جهان غیب از پیش برای پیامبر(ص) ایجاد شده و پیش از اینکه جبرئیل را ببیند، آثار او را دیده بوده‌ است.

 در کودکی به واسطه پاکی درونی که داشت و نیز بیزاری از محیط فاسد آن زمان مکه، میل به تنهایی و گوشه گیری از شهر و دیار خود را داشت. به همین جهت، عزلت‌های یک ماهه در کوه های اطراف مکه و بعد بازگشت به شهر، خواب‌هایی که حال و هوای جهان غیب داشت، شنیدن صدای ملک وحی، پیش از بعثت و ارتباط ۳ ساله اسرافیل و ۲۰ ساله جبرئیل با ایشان[۱۹] آمادگی‌هایی بوده که ایشان را برای ابلاغ پیامبری مهیا می‌ساخته است.

 اگر این دسته از روایات را بپذیریم، درباره روایات دیگری که پیامبر(ص) را ناآشنا به فضای وحی و ارتباط با فرشتگان می‌دانند، تأمل باید کرد. نگاه ناباورانه پیامبر(ص) به حادثه وحی و ترس از پریشان خاطری یا جنزدگی، مشورت با خدیجه و تأییدگرفتن از ورقة بن نوفل به عنوان شاهد پیامبری او و آرام شدن حضرت با دلداری وی، مضامین این دسته از روایات است[۲۰] که با سیر رشد و فضای تربیتی حاکم بر پیامبر(ص) و بصیرت و بینش او نسبت به وظیفه سنگین رسالت، ناسازگار به نظر می‌رسد.

حکایت بعثت

 

رسول خدا هر سال مدّتى را  در کوه (حراء) به عزلت و تنهایى مى گذراند و این به گفته (ابن اسحاق ) در هر سال یک ماه و بر حسب بعضى از روایات ، ماه رمضان بود وچون اعتکافش به پایان مى رسید، به مکّه باز مى گشت و پیش از آن که به خانه اش باز گردد هفت بار یا هر چه مى خواست گرد کعبه طواف مى کرد و آنگاه به خانه اش میر فت.[1] 

محمّد امین (ص ) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز و نیاز با آفریننده جهان مى پرداخت و در عالم خواب رؤ یاهایى مى دید راستین و برابر با عالم واقع . روح بزرگش براى پذیرش وحى - کم کم - آماده مى شد.

در آن شب بزرگ جبرئیل فرشته وحى ماءمور شد آیاتى از قرآن را بر محمّد (ص ) بخواند و او را به مقام پیامبرى مفتخر سازد. 

اقراء باسم ربک الذى خلق . خلق الانسان من علق . اقراء و ربک الا کرم . الذى علم بالقلم . علم الانسان ما لم یعلم. 

بخوان به نام پروردگارت که آفرید. او انسان را از خون بسته آفرید. بخوان به نام پروردگارت که گرامى تر و بزرگتر است . خدایى که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمى دانست . 

حضرت محمّد (ص ) - از آنجا که امّى و درس ناخوانده بود - گفت : من توانایى خواندن ندارم .فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که (لوح ) را بخواند. امّا همان جواب را شنید -در دفعه سوم - محمّد (ص ) احساس ‍ کرد مى تواند (لوحى ) را که در دست جبرئیل است بخواند. این آیات سرآغاز ماءموریت بسیار توانفرسا و مشکلش بود.جبرئیل ماءموریت خود را انجام داد و محمّد (ص ) نیز از کوه حرا پایین آمد و به سوى خانه خدیجه رفت . سرگذشت خود را براى همسر مهربانش باز گفت . 

خدیجه دانست که ماءموریت بزرگ (محمّد) آغاز شده . او را دلدارى و دلگرمى داد و گفت: (بدون شک خداى مهربان بر تو بد روا نمى دارد زیرا تو نسبت به خانواده وبستگانت مهربان هستى و به بینوایان کمک مى کنى و ستمدیدگان را یارى مى نمایى. 

سپس محمّد (ص ) گفت : (مرا بپوشان ) خدیجه او را بپوشاند. محمّد (ص ) اندکى به خواب رفت . 

خدیجه نزد (ورقة بن نوفل ) عموزاده اش که از دانایان عرب بود رفت ، و سرگذشت محمّد (ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموى خود چنین گفت : - آنچه براى محمّد (ص) پیش آمده است آغاز - پیغمبرى است و (ناموس بزرگ ) رسالت بر او فرود مى آید.خدیجه با دلگرمى به خانه برگشت .[2] 

 آغاز دعوت 

برخى گفته اند که : جبرئیل در روز دوم بعثت رسول خدا براى تعلیم وضو و نماز، نازل شد. [3]یعقوبى مى نویسد: نخستین نمازى که بر وى واجب گشت نماز ظهر بود،جبرئیل فرود آمد و وضو گرفتن را به او نشان داد و چنان که جبرئیل وضو گرفت ، رسول خدا هم وضو گرفت ، سپس نماز خواند تا به او نشان دهدکه چگونه نماز بخواند. آنگاه خدیجه رسید ورسول خدا او را خبر داد، پس وضو گرفت و نماز خواند، آنگاه على ابن ابى طالب رسول خدا را دید و آنچه را دید انجام مى دهد، انجام داد.[4]

شروع نماز

 ابن اسحاق مى نویسد: نماز ابتدا دو رکعتى بود، سپس خداى متعال آن را در حضر چهار رکعت تمام قرار داد و در سفر بر همان صورتى که اوّل واجب شده بود باقى گذاشت .

 از (عمر بن عبسه ) روایت شده است مى گفت : در آغاز بعثت نزد رسول خدا شرفیاب شدم و گفتم : آیا کسى در امر رسالت ، تو را پیروى کرده است ؟گفت : آرى ، زنى و کودکى و غلامى ، و مقصودش خدیجه و على ابن ابى طالب و زید بن حارثه بود.[5]

 ابن اسحاق مى گوید: پس از زید بن حارثه (ابوبکر: عتیق بن ابى قحافه ) و براثر دعوت وى : (عثمان بن عفّان بن ابى العاص )، (زبیر بن عوّام )، (عبدالرّحمان بن عوف زهرى )، (سعدبن ابى وقّاص ) و (طّلحة بن عبیداللّه ) اسلام آورند ونماز گزاردند. این افراد در پذیرفتن اسلام (بعد از خدیجه و على و زید بن حارثه )بر همگى سبقت جسته اند. سپس ‍ مردم دسته دسته از مرد و زن به دین اسلام درآمدند.[6]

 اسلام آوردن جعفر بن ابى طالب

ابن اثیر مى نویسد که : (جعفر بن ابى طالب ) اندکى بعد از برادرش ‍ (على )علیه السلام اسلام آورد و روایت شده است که ابوطالب ،رسول خدا صلى الله علیه و آله و على علیه السلام را دید که نماز مى خوانند و على پهلوى راست رسول خدا صلى الله علیه و آله ایستاده است ، پس به (جعفر) گفت :(تو هم بال دیگر پسر عمویت باش و در پهلوى چپ وى نماز گزار[7]و جعفرهمین کار را کرد[8] و اسلام جعفر پیش از آن بود که رسول خدا صلى الله علیه و آله به خانه (اءرقم ) درآید و در آن جا به دعوت مشغول شود.

 اسلام حمزة بن عبدالمطلب

داستان اسلام آوردن (حمزة بن عبدالمطب ) را ابن اسحاق به تفصیل آورده ، لکن تاریخ آن را تعیین نکرده است ، [9] امّا دیگران تصریح کرده اندکه (حمزه ) در سال دوم بعثت [10] و برخى دیگر اسلام حمزه را درسال ششم بعثت و بعد از رفتن رسول خدا صلى الله علیه و آله به خانه اءرقم مى نویسند.

 دارالتبلیغ اءرقم

تا موقعى که دعوت آشکار نگشته بود، اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله نماز خود را پنهان از قریش در دره هاى مکّه مى خواندند.روزى (سعد بن ابى وقاص ) با چند نفر از اصحاب رسول خدا نماز مى گزارد که چند نفر از مشرکین با آنها به ستیز برخاستند و جنگ درمیان آنان درگرفت . سعد، مردى از مشرکان را با استخوان فکّ شترى زخمى کرد و این نخستین خونى بود که در اسلام ریخته شد.[11] پس از این واقعه بود که رسول خدا و یارانش در خانه (ارقم ) پنهان شدند تا این که خداى متعال فرمود تا رسول خدا دعوت خویش را آشکار سازد.

 علنى شدن دعوت

سه سال بعد از بعثت ، براى علنى شدن دعوت ، دو دستور آسمانى رسید، بعضى گفته اند این دو دستور نزدیک به هم بوده ، امّا با توجه به ترتیب نزول سوره هاى قران ، یقین است که مدتى میان این دو دستور فاصله بوده است . [12]

 انذار عشیره اءقربین

یعقوبى مى نویسد: خداى عزّوجل رسول خدا صلى الله علیه و آله را فرمان داد که خویشان نزدیکتر خود را بیم دهد، پس بر کوه (مروه) ایستاد و با صداى بلندقبایل مختلف را فراهم آورد و همه طوایف قریش نزد وى گرد آمدند، آنگاه در یکى از خانه هاى بنى هاشم آنان را مجتمع ساخت و سپس به استناد آیه شریفه : ( وانذر عشیرتک الاقربین [13]) ، آنان را بیم داد و به آنان اعلام کرد که : خدا آنان را برترى داده و برگزیده و پیامبر خود را در میانشان مبعوث کرده و او را فرموده است که بیمشان دهد، اما پیش از آن که رسول خدا صلى الله علیه و آله سخن بگوید، ابولهب او را به ساحرى نسبت داد و جمعیت متفرق شدند[14]

 روز دیگر رسول خدا صلى الله علیه و آله به على علیه السلام گفت : این مرد باسخنانى که گفت و شنیدى جمعیت را متفرق ساخت و نشد که با آنان سخن بگویم ، باردیگر آنان را نزد من فراهم ساز. (على ) علیه السلام با فراهم کردن مقدارى خوراکى آنان را جمع کرد همگى خوردند و آشامیدند، آنگاه رسول خدا به سخن آمد و گفت : اى فرزندان عبدالمطلب ، به خدا قسم هیچ جوان عربى را نمى شناسم که بهتر از آنچه من براى شما آورده ام ، براى قوم خود آورده باشد، براستى که من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده ام و خداى مرا فرموده است که شما رابه جانب او دعوت کنم . اى بنى عبدالمطلب ! خدا مرا به همه مردم عموما و بر شمابالخصوص مبعوث کرده و گفته است : ( وانذر عشیرتک الاقربین ) ، و من شمارا به دو کلمه اى که بر زبان ، سبک و در میزان سنگین است دعوت مى کنم ، به وسیله این دو کلمه عرب و عجم را مالک مى شوید و امتها رام شما مى شوند و با این دو کلمه واردبهشت مى شوید و با همین دو کلمه از دوزخ نجات مى یابید: لا اله الا الله و گواهى برپیامبرى من .

 آخرین دستور

 با نزول آیه هاى : ( فاصدع بما تؤ مر و اعرض عن المشرکین انا کفیناک المستهزئین .) (پس تو به صداى بلند آنچه ماءمورى به خلق برسان و از مشرکان روى بگردان ، همانا تو را از شر تمسخر و استهزاءکنندگان مشرک (که چند نفر از اشراف قریش بودند) محفوظ مى داریم ) در سوره حجر (آیات 94 و 95)، رسول خدا صلى الله علیه و آله دستور یافت تا یکباره دعوت خویش را علنى و عمومى سازد و از آزار مشرکان نهراسد و کارشان را به خدا واگذارد.

  رسول خدا صلى الله علیه و آله به فرمان پروردگار دعوت خود را آشکار و علنى ساخت . و در (اءبطح ) به پا ایستاد و گفت : (منم رسول خدا، شما را به عبادت خداى یکتا و ترک عبادت بتهایى که نه سود مى دهند و نه زیان مى رسانند و نه مى آفرینند و نه روزى مى دهند و نه زنده مى کنند و نه مى میراننددعوت مى کنم ).

شعار لا اله الا الله

بعضى روایت کرده اند که رسول خدا صلى الله علیه و آله در بازار (عکاظ) به پاخاست و گفت : (اى مردم !بگویید: لا اله الّا اللّه تا رستگار و پیروز شوید. ناگهان مردى به دنبال او دیده شد که مى گفت : اى مردم ! این جوان برادرزاده من و بسیار دروغگوست ، پس از او برحذر باشید. پرسیدند این مرد کیست ؟ گفتند: این مرد (ابولهب بن عبدالمطلّب )عموى اوست [15] ولى رسول خدا بى پرده و بى آنکه از مانعى بهراسد، امر خویش را آشکار ساخت .[16]

[1] - سیرة النبى ، ج 1/252-254.

[2] - چهارده اختر تابناک، احمد احمدی بیرجندی

[3] - امتاع الاسماع ، ص 15.

[4] - ترجمه تاریخ یعقوبى ، ج 1/378.

[5] - ماءخذ پیشین ، ص 379.

[6] - سیرة النبى ، ج 1/269-274.

[7] - اسدالغابة ، ج 1/278.

[8] - بحارالانوار، ج 18/184.

[9] - اسدالغابة ، ج 2/46.

[10] - اسدالغابه ، ج 2/46.

[11] - سیرة النّبى ، ج 1/275.

[12] - سوره شعراء (26) که آیات انذار عشیره در آن است ، بعد از سوره طه نازل شده است و سپس به ترتیب سوره ها ى نمل ، قصص ، بنى اسرائیل ، هود، یوسف و آنگاه سوره حجر که دستور علنى کردن دعوت و مقاومت و مخالفت مشرکین در آن واقع است ، نازل گشته است (رک : ترجمه تاریخ یعقوبى ، ج 2/390؛ مجمع البیان ، ج 2/467؛ الاتقان ، ج 1/26)

[13] - شعراء / 214.

[14] - تاریخ ‌الامم و الملوک ، ج 2/62-63.

[15] - ترجمه تاریخ یعقوبى ، ج 1/379-380.

[16] چکیده تاریخ پیامبر اسلام, دکتر محمد ابراهیم آیتى

 اعمال شب و روز مبعث

 در روایات برای شب و روز مبعث اعمالی ذکر شده است که انجام آن مستحب است.

شب بیست و هفتم 

شب مبعث از شبهای متبرکه است و برای آن اعمالی ذکر شده:

  در مصباح از حضرت ابوجعفر امام جواد (ع) روایت شده که فرمود در رجب شبى است که از آنچه که بر آن آفتاب می تابد بهتر است و آن شب بیست و هفتم رجب است که در صبح آن پیغمبر خدا (ص) به رسالت مبعوث شد و براى آن شب اعمالی است که اگر شیعه ای از ما آن اعمال را در آن شب انجام دهد اجر عمل شصت سال می برد.

 در مورد این عمل آمده: پس از نماز عشاء هر ساعتى از شب را تا پیش از نیمه آن بیدار شو و دوازده رکعت نماز اقامه کن و در هر رکعت حمد و سوره اى از سوره هاى کوچک مفصل ( مفصل ازسوره محمد است تا آخر قرآن) بخوان.

 نمازها دو رکعتی هستند. پس از هر دو رکعت بعد از سلام؛ هفت مرتبه سوره حمد، هفت مرتبه مُعَوَّذَتَیْن، و سوره های توحید و قُلْ یا اَیُّها الْکافِرُونَ هر کدام هفت مرتبه، و سوره قدر و آیة الکرسى هر کدام را هفت مرتبه بخوان.

 بعد از اتمام نماز این دعا خوانده شود:

 اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فى الْمُلْکِ وَ لَمْیَکُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً اَللّهُمَّ اِنّى اَسئَلُکَ بِمَعاقِدِ عِزِّکَ عَلَى اَرْکانِ عَرْشِکَ و َمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ کِتابِکَ وَ بِاسْمِکَ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ الاْعْظَمِ وَ ذِکْرِکَ الاْعْلىَ الاْعْلىَ الاْعْلى وَ بِکَلِماتِکَ التّامّاتِ اَن  تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اَنْ تَفْعَلَ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ...

 ستایش خاص خدایى است که نگیرد فرزندى و نیست براى او در فرمانروایى شریکى و نیست برایش یاورى از خوارى و به بزرگى کامل بزرگش شمار، خدایا از تو خواهم به حق چیزهایى که موجبات عزتت بر پایه هاى عرشت مى باشد و به حق سرحد نهایى رحمتت از کتابت و به نام بزرگتر بزرگتر بزرگترت و به حق ذکرت که والاتر و برتر و اعلى است و به کلمات تام و تمامت....

 پس بخوان هر دعایى و حاجتی که داری و درود فرست بر محمد و آلش .

 انجام غسل در این شب مستحب است.

 زیارت حضرت امیرالمؤمنین (ع) که افضل اعمال  شب عید مبعث است.

 اعمال روز عید مبعث

عید مبعث از جمله اعیاد عظیمه است و روزى است که حضرت رسول (ص) در آن روز به رسالت برگزیده شد . برای این روز  چند  عمل ذکر شده است :

 * غسل

 * روزه، روز عید مبعث یکى از چهار روزى است که در تمام سال امتیاز دارد براى روزه گرفتن و برابر است با روزه هفتاد سال.

 * بسیار صلوات فرستادن.

 * زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین .

خواندن دوازده رکعت نماز که در هر رکعت سوره‌های حمد و فلق و ناس را یکبار و نیز اخلاص چهار بار خوانده می‌شود و بعد از اتمام نماز، گفته شود: "لا اله الا الله والله اکبر الحمد لله وسبحان الله ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم"

 از این شب با نام «لیلة المحیا» به معنای شب احیا و شب زنده داری نیز نام برده شده است.[۲۲]

 خواندن دوازده رکعت نماز که در هر رکعت سوره حمد و یس را بخواند پس از نماز، چهار بار سوره حمد را بخواند و سپس چهار بار بگوید: "لا اله الا الله والله اکبر والحمد لله وسبحان الله ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم" و بعد چهار بار بگوید: " الله ربی لا اشرک به شیئا"

التماس دعا



لینک ثابت
موضوع : مناسبت ماه ها و روزها - آغاز بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مبارک باد‏
ارسال توسط farhangsazan

نظرات


هیچ نظری برای این مطلب وجود ندارد !

ارسال نظر

نظر شما :

برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
CAPTCHA Image   Reload Image
Enter Code*:


مطالب اخیر
نظر سنجی
پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم