موسسه فرهنگی هنری فرهنگسازان حجة بن الحسن (عج)
حوزه معارف اسلامی

بازدید : 19 مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1396

وفات عقیله بنى هاشم حضرت زینب کبرى علیها السلام  را تسلیت می گوییم

زینبم من که جهان واله و شیداى منست  

قله قاف فلک منزل و ماواى منست

منم ان مظهر صبرى که پى یارى دین

چو هلاک مه نو قامت رعناى منست

فصیلت و ارزش حضرت زینب (س) 

زینب کبرى یک زن بزرگ است . عظمتى که این زن در چشم ملت هاى اسلامى دارد از چیست ؟ نمى شود گفت به خاطر این است که دختر على بن ابیطالب علیه السلام ، یا خواهر حسین بن على علیه السلام است . نسبت ها هرگز نمى توانند چنین عظمتى را خلق کنند. همه ائمه ما، دختران و مادران و خواهرانى داشتند؛ اما کو یک نفر مثل زینب کبرى ؟

ارزش و عظمت زینب کبرى ، به خاطر موضع و حرکت انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است . کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به این طور عظمت بخشید. هر کس چنین کارى بکند، ولو دختر امیرالمؤ منین علیه السلام هم نباشد، عظمت پیدا مى کند بخش عمده این عظمت از این جاست که اولا موقعیت را شناخت ؛هم واقعیت قبل از رفتن امام حسین علیه السلام به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشنده بعد از شهادت امام حسین را؛و ثانیا طبق هر موقعیت ، یک انتخاب کرد این انتخاب ها زینب را ساخت.

 در ادامه می خوانید

بررسی لغوی و مصداقی لقب حضرتزینب (س)

شخصیت والاى حضرت زینب (س)

شمه اى از فضایل و احوال حضرت زینب (س)

  خطبه حضرت زینب علیهاالسلام

  مرقد و مزار عقیله بنى هاشم زینب کبرى (س)

شمه اى از فضایل و احوال حضرت زینب (س)

حضرت زینب کبرى عقیله بنى هاشم ، قهرمان حادثه خونین کربلا، و افشا کننده ظلم و ستم ها و پیام آور خونین شهیدان نینوا است .

دانشمند گران قدر رحمة الله ، آقاى ملبوبى ، در کتاب الوقایع و الحوادث مى نویسد: در وفات حضرت زینب دو قول است : یکى دهم رمضان ، سال 63 - 64 و دیگر چهاردهم رجب و تولد حضرت در سال ششم هجرت روز اول شعبان بوده است (1) بنابراین در وقت وفات حدود پنجاه و هشت سال داشته است .

انصافا عجب نامى بر او گذاشتند، زینب مخفف زین و اب (زینت دهنده پدر) و تاریخ نشان داد که او زینت پدر و احیا کننده نام و مرام پدر در کوفه و شام ، بلکه در طول تاریخ است .

 بررسی لغوی و مصداقی لقب حضرتزینب (س)

حضرت زینب(سلام الله علیها) ملقب به، عقیله بنی هاشم و عقیله الطالبین بود. عقیله، زن کریمه ‏را می گویند که در بین فامیل بسیار عزیز و در خاندان خود ارجمند باشد‎.‎

همچنین در فرهنگ عربی عقیله به زن خردمندی می گویند که مسائل را با صبر و خرد بالا حل ‏و فصل کند و در کارش دوراندیشی و آینده نگری داشته باشد‎.‎

‎  ‎در عرب رسم بوده و هست که برای هر کس کنیه و القاب می‌دهند که برخاسته از اوصاف ‏ذاتی اوست، مثلاً به کسی که بسیار شجاع باشد اسد می‌گویند، و زینب کبری به خاطر ‏برخورداری از اوصاف عالیه و زکیه ملقب به القاب زیادی شده به طوری که بیش از شصت ‏لقب به آن حضرت در کتب معتبره آمده است. ‏

حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ القاب زیادی دارد و حقیقتا شایستگی همه این القاب را دارد‎‎

آنچه در کتب روایی و حدیثی مستند و قوی وجود دارد حاکی‎‎از‎‎این‎‎است‎‎که‎‎حضرت‎‎زینب‎‎کبری‎ (‎سلام‎‎الله‎‎‏ بانوی‎‎علم‎‎و‎‎فضل‎‎است

لفظ عقیله به آن حضرت نیز قبل از وقوع حادثه کربلا داده شده است‎. ‎

او در بین زنان قریش و بنی هاشم به خاطر درایت و تدبیر و حلم و بردباریش ملقب به عاقله و ‏عقیله و عقیلة النساء شده بود. مثلا ابن عباس وقتی می‌خواهد از زینب چیزی نقل کند می‌گوید: ‏‏«حدثتنی عقیلتنا زینب»‏

‎‎  معالی السبطین، مازندرانی ج 2، ص 109‏‎.‎

علامة قزوینی در بیان عقیله بودن زینب در کتاب « زینب من المهد الی اللحد» می‌نویسد: عقل و ‏درایتی که زینب داشت حادثه کربلا را رهبری و از فرزندان امام چنان آبرومندانه سرپرستی نمود ‏و جان امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ را از مرگ حتمی نجات داد. و کاخ یزید را به لرزه در ‏آورد و نهضت حسینی را تا به امروز زنده و پاینده نمود‎.‎

امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در مقام علمی آن حضرت پس از خطبه کوفه چنین فرموده است: ‏‏«اَنتِ بحمدالله عالمة بلا معلمة، فهمة غیر مفهمه،[1] "عمه جان آرام باش و سکوت اختیار کن ‏که تو بحمدالله دانشمندی معلم ندیده و فهمیده‌ای هستی که کسی تو را فهم نیاموخته به عبارت ‏دیگر ای عمه که دانشمندی هستی بدون این که از کسی تعلیم ببینی و فهیم هستی بدون این که ‏کسی آن را به تو یاد بدهد». یعنی آن چه داری در تو ذاتی است نه اکتسابی، اینها حقایقی است ‏که علمای بزرگ اهل سنت بدان معترفند‎. ‎

‎[‎‏1‏‎] ‎قائمی، علی، زندگانی حضرت زینب، تهران، امیری، 72، ص 123‏‎.‎

این مطلب از سخنان حضرت زینب (سلام الله علیها) در طول مسافرت کربلا، کوفه و شام و ‏خطبه‌ها و سخنرانی‎هایی آینده نگرانه و خردمندانه که در فرصت‌های مختلف در برابر ستمکاران ‏و طاغوتیان آن زمان و مردم دیگر ایراد فرمود، به خوبی معلوم می‌شود که مراتب علم و دانش و ‏کمال آن بانوی بزرگوار از راه تحصیل و تعلیم اکتسابی نبوده و بهره‌ای الهی و جنبه خارق‎العاده ‏داشته است‎.‎

عبادت و خضوع و خشوع حضرت زینب (سلام الله علیها)

آیا کسى مى تواند در عبادت و خضوع و خشوع مانند ائمه علیهم السلام باشد؟ در احوال حضرت زینب در تاریخ مى خوانیم که حتى در سال اسارت به کوفه ، و خرابه شام نمازهاى مستحبى و نماز شب و نافله یومیه راترک ننموده است . با آن همه گرفتارى و سرپرستى از اطفال برادر و بخصوص نگه دارى از امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام که مریض و بیمار بود.

با داغ شش برادر و دو فرزند و در حال اسیرى نماز شب خواندن ، جز از فرزند، امیرالمؤ منین و تربیت شده زهراى اطهر علیه السلام ممکن نیست (2) (برادران فعلا نمى خواهم مرثیه بخوانم گوش کنید از نظر تاریخى صحنه هایى عرض کنم ).

صحنه اول : حضرت زینب علیها السلام ، از همان لحظه ورود به قتلگاه ، برنامه تبلیغى خود را شروع نمود. خطاب به جسد پاره پاره و پر خون برادر مى گوید:

اءاءنت اخى اءاءنت ابن والدى ، یوم على صدر المصطفى و یوم على جدث الثرى ؛

خدایا چه مى بینم آیا تو حسین منى ؟ تو برادر منى ؟ تو نور چشم امیرالمؤ منینى ؟ یک روز جاى تو سینه رسول خدا بود و امروز هم با این حال روى خاکها!

سپس صورت را به طرف مدینه برگرداند و با جدش رسول خدا قدرى در دل کرد:

یا جدا! یا رسول الله ! هذا حسینک مرمل بالدماء مقطع الاعضاء، مسلوب العمامة و الرداء ؛ (3

اى جد بزرگوار! اى رسول خدا! بنگر این عزیز کرده تو، حسین است که آغشته به خون است ، بیا و ببین ، بدنش پاره پاره است ، عمامه و لباسهاى او به غارت رفته است .

1الوقایع و الحوادث ، ج 1، ص 113 و خصائص الزینبیه ، ص 175

2بحارالانوار، ج 45، ص خصائص الزینبیه ، ص 216

3همان ، ص 58

عشق حضرت زینب کبرى علیها السلام به نماز

وقتى انسان تاریخ را مطالعه مى کند به زنانى برخورد مى کند که در اثر عشق به خدا خود را باخته و دائم به خدا و نماز و عبادت عشق مى ورزند.

مقدم بر همه آن ، حضرت زینب کبرا علیها السلام دختر بزرگ حضرت على و فاطمه علیها السلام مى باشد.

همان زینبى که در خضوع و خشوع ، در نماز و عبادت ، در بندگى و شب زنده دارى ، وارث جد، پدر و مادر خود بود.

همان زینبى که در راه ترویج دین همراز، همراه و کمک کار برادر خویش ‍ حضرت امام حسین (علیه السلام ) بود و از مدینه تا مکه ، از مکه تا کربلا، از کربلا تا کوفه و شام یک لحظه از امام حسین (علیه السلام ) و فرزندانش ‍ غافل نبود.

همان زینبى که پس از اطمینان پیدا کردن از سلامتى زنان و کودکان ، به سوى خدا رفت و به نماز و عبادت و تلاوت قرآن پرداخت .

همان زینبى که علاوه بر نمازهاى واجب ، نماز شب و شب زنده دارى او در تمام عمرش ترک نشد، حتى شب یازدهم محرم با آن همه خستگى و فرسودگى ، دیدن آن همه مصیبت هاى دلخراش به فکر خدا و نماز بود.

امام حسین (علیه السلام ) بعد از ظهر عاشورا هنگامى که براى وداع خواهرش زینب به خیمه گاه آمده بود. یکى از جملاتى که به او فرمود این بود که : اى خواهر! مرا در نمازهاى شب از دعاى خیر فراموش نکن  کبریت احمر، مرحوم بیرجندى .

امام سجاد (علیه السلام ) در این باره فرمود: شب یازدهم محرم عمه ام زینب با آن همه ناراحتى که دیده بود نماز مغرب و عشا را ایستاده خواند، اما در اثر ناراحتى و مصیبت هاى فراوان چون طاقتش تمام شده بود نماز شبش را نشسته انجام داد. کبریت احمر، مرحوم بیرجندى .

زینب که تا سحر همه شب در قیام بود

آن شب دگر نماز شبش را نشسته خواند         

نیز فرمود عمه ام زینب با آن همه مصیبت و گرفتارى کمر شکن ، پرستارى عیال ، تحمل گریه اطفال و رسیدگى به احوال جمعى پریشان باز از کربلا تا شام نماز شبش در راه ترک نشد. اما در یکى از منزل ها دیدم و او نماز شب را نشسته مى خواند.

نزدیک او رفتم و علت نشسته خواندن نماز را از او پرسیدم ؟

در جواب گفت سه شب است غذا نخورده ام و غذاى خود را به کودکان داده ام ؛ زیرا این جمعیت براى غذاى شبانه روزى ما، به هر کدام بیش از یک قرص نان نمى دهند و من در اثر گرسنگى و ضعف ، قدرت ایستادن را ندارم .

به دامان صحرا در این نیمه شب*** که باشد که جنباند از دور لب ؟

ملائک دهند از سما این نوید    *** بود خواهر پادشاه شهید 

مهین دخت میر عرب زینب است*** به دیدم که گرم نماز شب است          

به راز و نیاز و به سوز و گداز   *** تو گویى که زهرا بود در نماز     

چنان است که هرگز ندیده غمى*** زیاد خدا نیست غافل دمى       

بیا، قوت قلب زینب ببین*** چو دیگر شبانش در امشب ببین

بلى (خوشدل) این دختر مرتضى است*** زجان بر قضاى الهى رضاست 

شخصیت والاى حضرت زینب (س)

همین که ایام عاشورا سپرى مى شود و زینب ، حسین علیه السلام را با آن روحیه قوى و نیرومند و با آن دستورالعمل مى بیند، زینب دیگرى مى شود که دیگر احدى در مقابل او کوچکترین شخصیتى ندارد 

حماسه حسینى ، ج 1، ص 177

 زینب در اسارت طاغوت

امام زین العابدین فرمود: ما دوازده نفر بودیم و تمام دوازده نفر را به یک زنجیر بسته بودند که یک سر زنجیر به بازوى من و سر دیگر آن به بازوى عمه ام زینب بسته بود)

 حماسه حسینى ، ج 1، ص 177.

 خطبه حضرت زینب علیهاالسلام

وضع عجیبى است ، غیر قابل توصیف . دم دروازه کوفه (دختر على ، دختر فاطمه ، اینجا تجلى مى کند) این زن باشخصیت که در عین حال زن باقى ماند و گرانبها، خطابه اى مى خواند. راویان چنین نقل کرده اند که در یک موقع خاصى ، زینب موقعیت را تشخیص داد (( ((و قد او ماءت )) )) دختر على یک اشاره کرد. عبارت تاریخ این است :

(( و قد اءوماءت الى الناس ان اسکتوا فارتدت الانفاس ، و سکنت الاجراس )) 1

یعنى در آن هیاهو و غلغله که اگر دهل مى زدند صدایش به جایى نمى رسید، گویى نفسها در سینه حبس شد و صداى زنگها و هیاهوها خاموش گشت ، مرکبها هم ایستادند (آدمها که مى ایستادند قهرا مرکبها هم مى ایستادند).

خطبه اى خواند. راوى گفت : (( ((ولم ار والله خفرة قط انطق منها)) 2

این ((خفره )) خیلى ارزش دارد ((خفرة )) یعنى زن باحیا. این زن ، نیامد مثل یک زن بى حیا حرف بزند. زینب آن خطابه را در نهایت عظمت القاء کرد. در عین حال دشمن مى گوید: (( ((ولم ار والله خفرة قط انطق منها)) )) یعنى آن حیاى زنانگى از او پیدا بود. شجاعت على با حیاى زنانگى در هم آمیخته بود.

در کوفه که بیست سال پیش على علیه السلام خلیفه بود و در حدود پنج سال خلافت خود خطابه هاى زیادى خوانده بود، هنوز در میان مردم خطبه خواندن على علیه السلام ضرب المثل بود. راوى گفت : گویى سخن على از دهان زینب مى ریزد، گویى که على زنده شده و سخن او از دهان زینب مى ریزد. وقتى حرفهاى زینب که مفصل هم نیست (ده - دوازده سطر بیشتر نیست ) تمام شد، مى گوید: مردم را دیدم که همه ، انگشتانشان را به دهان گرفته و مى گزیدند. این است نقش زن به شکلى که اسلام مى خواهد. شخصیت در عین حیا، عفاف ، عفت ، پاکى و حریم .

تاریخ کربلا به این دلیل مذکر - مؤ نث است که در ساختن آن ، هم جنس ‍ مذکر عامل مؤ ثرى است ولى در مدار خودش ، و هم جنس مؤ نث در مدار خودش . این تاریخ به دست این دو جنس ساخته شد.3

1بحارالانوار، 45، ص 108، مقتل الحسین ، مقرم ، ص 402، مقتل الحسین ، خوارزمى ، ج 2، ص 40، اللهوف ، ص 62. 1832همان .

براى اطلاعات بیشتر ر.ک به : حماسه حسینى ، ج 3، صص 381 - 380

و هم چنین بررسى تاریخ عاشورا، دکتر محمد ابراهیم آیتى .

 مرقد و مزار عقیله بنى هاشم زینب کبرى علیه السلام

یکى از زیارتگاههاى بسیار مهم و مورد توجه همه مذاهب اسلامى در دمشق ، مرقد و آرامگاه زینب کبرى ، دختر امیرالمومنین علیه السلام است که همواره خیل مشتاقان و ارادتمندان بانوى فداکار و بزرگ وار از سرزمین هاى اسلامى به ویژه ایران ، باى زیارت قبر او عازم این سرزمین هستند.

(زینب کبرى )ملقب به ام کلثوم در سال ششم هجرى - پس از صلح حدیبیه - و دو سال بعد از تولد حسین ابن على علیه السلام پا به عرصه وجود گذاشت ، محیطى که او در آن رشد کرد مهبط جبرئیل امین و جایگاه وحى سرمدى بود و روزى که خداوند به رسولش فرمان داد تا تمامى درهایى که به مسجدالنبى صلى الله علیه و آله باز مى شدند را مسدود کند، زادگاه او را مستثنى ساخت .

 یک جنایت ماندگار دیگر

بعد از شهادت حسین علیه السلام طبق دستور حزب عثمانیه بر بدن پاک مطهر حضرت اسب مى تازند. که این رفتار ضد بشرى و فرومایگى حزب حاکم بر این اساس بوده که زهره چشم از مخالفین بگیرد و شاید اندکى از بغض و عداوتى که در سینه آنان علیه ال على موج مى زد کاسته شود. فاتوا فداسوا الحسین بخیولهم رضوا ظهره و صدره فسئل عن ذلک فقال هذا امر الامیر عبید الله  

طبرى ، ج 4، ص 649، مقتل خوارزمى ، ج 2، ص 44.

  به دستور عبید الله بر پشت و سینه حسین اسب تازیدند تا ریزه ریزه نمودند! که این همان دستورى بود که در اولین اقدام یزید به عبید الله نگاشته شده بود.

 مرثیه سوزناک حضرت ینب کبرى علیه السلام

در عصر روز یازدهم ، اسراء را آوردند و سوار کردند بر مرکب هایى (شتر یا قاطر یا هر دو) که پالانهاى چوبین داشتند و مقید بودند که اسراء پارچه اى روى پالان ها نگذارند براى اینکه زجر بکشند. بعد اهل بیت خواهش این بود: قلن بحق الله الا ما مررتم بنا على مصرع الحسین ؛ گفتند، شما را به خدا، حالا که ما را از اینجا مى برید، ما را از قتلگاه حسین عبور بدهید، براى اینکه مى خواهیم براى آخرین بار با عزیزان خودمان خداحافظى کرده باشیم .

در میان اسراء تنها امام زین العابدین بودند که به علت بیمارى پاهاى مبارکشان را زیر شکم مرکب بسته بودن ، دیگران روى مرکب آزاد بودن . وقتى که به قتلگاه رسیدند، همه بى اختیار خودشان را از روى مرکب ها به روى زمین انداختند. زینب - سلام الله علیها - خودش را مى رساند به بدن مقدس ابا عبدالله ، آن را به یک وضعى مى بیند که تا آن وقت ندیده بود، بدنى مى بیند بى سر و بى لباس . با این بدن معاشقه مى کند و سخن مى گوید: بابى المهموم حتى قضى ، بابى العطشان حتى مضى آنچنان دلسوز ناله کرد که : فابکت والله کل عدو و صدیق ؛ یعنى کارى کرد که اشک دشمن جارى شد، دوست و دشمن به گریه در آمدند. (حماسه حسینى ، ج 1، ص 333.

 کعبه اهل دل

تربت حسین گفته صاحبدلان است . زینب هم به یزید همین را گفت . گفت : اشتباه کردى ، کد کیدک ، واسع سعیک ، ناصب جهدک ، فوالله لا تمجوا ذکرنا، و لا تمیت وحینا؛ هر نقشه اى که دارى به کار ببر، ولى مطمئن باش تو نمى توانى برادر مرا بکشى و بمیرانى ، برادر من زندگیش طور دیگر است ، او نمرد، بلکه زنده تر شد.

  عطر ولایت

  من ان فرشته ام که به دنیا نشسته ام

  حورایم و، به دامن تقوا نشسته ام

  

من چشمه ام جدا شده از کوثر بهشت

  طوبایم و، به گلشن طاها نشسته ام  

  

 عطر ولایتم من و، پیچیده در فضا

  نور محبتم که به دلها نشسته ام    

 

     ان اخترم که جلوه گرم از دو آفتاب

  ان گوهرم که پیش دو دریا نشسته ام

 

 من زینبم که مظهر صبر و شهامت

  و زمکرمت به طارم اعلى نشسته ام     

  

نور على و فاطمه در جان من دمید

  چون در کنار حیدر و زهرا نشسته ام  

  

ایمان ان دو را به وراثت گرفته ام

  ایثار ان دو را به تماشا نشسته ام

 

من دیده ام کلاس دبستان وحى را

  در پاى درس خواجه اسرا نشسته ام   

  

دارم نشان زین ابیها من از پدر

 چون در حریم ام ابیها نشسته ام  

 

من تربیت به دامن زهرا گرفته ام

  در بزم انس عصمت کبرى نشسته ام       

 

بابم على چو نقطه بسم الله است و من

  چون کسره پاى نقطه ان با نشسته ام      

 

سنگینى رسالت خونها سبب شده است

  من در نماز شب اگر از پا نشسته ام

  

از بسکه داغ بر جگر من نشسته است

  آتش بجان چو لاله صحرا نشسته ام  

  

با این مقام انهمه دیدم ستم زد هر

  کز بار غم شکسته و از پا نشسته ام      

  

در چار سالگى غم چل ساله ام رسید

  تا در فراق سید بطحا نشسته ام  

  

من دیده ام شهادت مادر به چشم خود

  در سوگ ان حبیبه یکتا نشسته ام

 

رخسار غرقه خون على دیده ام ، دریغ

  ان دخترم که در غم بابا نشسته ام

 

داغ حسن شراره غم دیده ام ، دریغ

  ان دخترم که در غم بابا نشسته ام

 

در انقلاب سرخ حسینى به یاریش

  بر باره اسارت و غمها نشسته ام 

 

بر خاستم بپاى به هر جا که او بخواست

 و آنجا او نشست من آنجا نشسته ام 

 

یا از غم شهادت عباس سوختم

   یا در عزاى زاده لیلا نشسته ام    

  

از پاى در نیامدم از هر بلا ولى

  پیش سر حسین من از پا نشسته ام

  

آمد سویم موید و میگفت عمه جآن

  بر درگهت براى تمنا نشسته ام  



لینک ثابت
موضوع : منتسبان به معصومان «علیهم السلام» - وفات حضرت زنب (س) را تسلیت می گوییم‏
ارسال توسط farhangsazan

نظرات


هیچ نظری برای این مطلب وجود ندارد !

ارسال نظر

نظر شما :

برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
CAPTCHA Image   Reload Image
Enter Code*:


مطالب اخیر
نظر سنجی
پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم