موسسه فرهنگی هنری فرهنگسازان حجة بن الحسن (عج)
حوزه معارف اسلامی

بازدید : 18 مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 31 شهریور 1395

 روز عرفه روز دعا و مناجات با خدا

متن ادبی

«عرفه؛ فرودگاه کل یوم عاشورا»

حجّ را واگذاشت تا کعبه ای دیگر بنا سازد؛

ابراهیمِ کربلا

همان که دعای عرفه‏اش را بین راه می‏خواند. ابراهیمِ کربلا، مُحرِمِ حجّی دیگرگونه است؛ حجّی که از حلقوم اسماعیلش زمزمِ خون می‏جوشد و سعی صفا و مروه‏اش، هنگامه‏های خیمه تا میدان است. عاشورا، عید قربان اوست. عرفه‏ی او، ناله‏هایی است که به شوق شهادت، به آسمان پر می‏کشد. تلبیه، «هل من ناصرٍ ینصرنی» است؛ فریادی برای نجات بشریت از چاه بت‏ها و بتگرها.

عرفه، پنجره‏ای است باز شده به عاشورا که نسیم دل‏انگیز عشق و ایثار و شهادت در آن می‏ورزد.

عرفه، فرودگاهِ «کلُّ یومٍ عاشورا» است.

عرفه، آفتابْ خانه‏ی «هیهات من الذّله» است.

عرفه، یک خیمه مانده به «قتیل العبرات» است.

عرفه، حسینیّه‏ی «ثاراللّه‏» است.

عرفه، ندبه‏گاهِ «السلام علی الشَّیْبِ الخضیب» است.

عرفه، «الرحیل الرحیلِ» کاروان عاشقان است.

عرفه، پیوندِ حجّ و عاشورا و ظهور است.

عرفه، پایگاه ابراهیم، مناجات خانه‏ی محمد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ‏و سلم ، مقتلِ حسین علیه‏السلام و تجلی‏گاهِ مهدی(عج) است.

عرفه، باورگاهِ «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» است.

عرفه، خیمه‏گاه است، علقمه است، قتلگاه است و ...

عرفه، نام دیگر کربلاست!

گام به گام با دعای عرفه، به زیارت حسین علیه‏السلام می‏رویم

و شرحه شرحه درد فراق را از سینه به لب خواهیم آورد. دل‏هامان لبیک زده‏ی آن ملکوتی است که تنها به قتلگاه رفت و نغمه‏ی «الهی رضا برضاک» برآورد. دل‏هامان، عطش زده‏ی آن فراتی است که تشنه، پا در رکاب کرد و به پیکاری دیگرگونه پرداخت. دل‏هامان، خون گریه کرده‏ی غروبی است که نیزه‏ها و شمشیرها، مردی از تبار آفتاب را در آغوش گرفته بودند ... و دل‏هامان، بی‏قرار دعای عرفه است که پایانی سرخ داشت!

«عید بخشایش»

زانو بزن! اینجا آستان خاکساری‏ست، اینجا بلندمرتبه‏ترین نقطه تعالی انسان است. این سجده‏گاه، این خاک، این صحرا... .

این صحرا، صحرای عرفات است و تو حاجی کعبه شوق.

عاشق‏تر از همیشه آمده‏ای به عرفات شوق، به عرفات عشق، به عرفات بندگی؛ در صحرایی که مجنون‏ترین مجنون‏ها لیلای نفس را وارهانیده‏اند و در پی جنون خویش لیلای بندگی را وادی به وادی، واحه به واحه جست‏وجو می‏کنند.

این صحرا صحرای عرفات است که صحرای محشر است و تو در میان عاشقان، به پایکوبی و دست‏افشانی پرداخته‏ای در سجده‏های شوق در سجده‏های بندگی و دلدادگی؛ عیدتان مبارک!

عرفه، عید بخشایش است، روز کشیدن خط بطلان بر هر آنچه سیاهی‏ست در درون انسان در قلب انسان. روز بستن هر چه دریچه رو به ویرانی‏ست؛ ویرانی روح، ویرانی نفس. روز بازکردن هر چه پنجره‏ست؛ پنجره‏هایی که جز به نور باز نمی‏شوند.

این صحرا نقطه آغاز است برای روح و دلی که به جز خدا، هیچ معبودی را برنمی‏تابد و سر بر آستان بندگی هیچ ناخدایی نمی‏ساید و تنها خداوند را به پرستش لب می‏گشاید.

این صحرا، صحرای شوق است و این روز، روز تحولی در زندگی، روز اول آفرینش عشق.

عرفات را می‏شناسی؛ از همان دقیقه‏ای که مُحرم دیدار معشوق شدی، از همان سپیده‏ای که خویشتن را در حوله سپید احرام پیچیده‏ای تا در تلألو نور محض، به درگاه خدایت اظهار بندگی کنی و حالا که در عرفات، در روز عرفه، سر بر آستان نیایش گذاشته‏ای، می‏فهمی بندگی یعنی:

«لا اله الاّ اللّه‏»

«دعوت‏نامه»

امام نامه را گشوده است. مسلم...هانى... عبدالله بن یقطین...، بغض بر حنجره اهل حرم چنگ مى‏اندازد. خبر تلخى است. این کاروان خسته، سهمش از این همه آزادى جویى و آزادگى خواهى این نیست که دریابد، اهل کوفه دعوت‏نامه‏هاى خود را از یاد برده‏اند و دیگر پسر فاطمه علیهاالسلام را نمى‏خواهند. حقشان نیست که بشنوند، قاصد امام علیه‏السلام را بى‏وفایى این شهر، به شهادت رساند.

سفیر

همین چند وقت پیش بود که دوازده هزارنامه مقابل امام علیه‏السلام ، دعوت عطش‏ناک اهل کوفه را مویه مى‏کرد. امام علیه‏السلام را بر آن داشت که قلم بردارد و پاسخ بنویسد: «... از سوى حسین بن على علیه‏السلام ؛ به بزرگان کوفه! اما بعد، آخرین نامه شما به وسیله هانى و سعید به دستم رسید. درخواست شما در این نامه‏ها، امام و پیشوا بود. اینک من مسلم بن عقیل را به سوى شما مى‏فرستم. اگر خواسته اکثریت شما همان چیزى بود که در نامه‏ها نوشتید، من نیز سریعا خود را به شما مى‏رسانم.» آن‏گاه رو به مسلم مى‏فرماید: «حرکت کن! خدا پشت و پناهت! امیدوارم به مقام شهدا نائل گردیم!»

همین جمله کافى بود تا مسلم، رها از همه تعلقات عالم و جدا از همه دل‏بستگى‏هاى خاک، دهانه اسب را به سمت شهر کالِ کوفه بکشد؛ در حالى که شیهه اسب، کوفیان را پیشاپیش نفرین مى‏کرد؛ در حالى که جرعه‏هایى از جنس آتش گلوى ولایت را به سوزشى عمیق فرا مى‏خواند؛ در حالى که روزگار، نگران‏تر از همیشه بود.

قاصد شهید

اینک امام، دست‏هاى مهربانش را بر سر یتیمان مسلم مى‏کشد و در حالى که مى‏کوشد اشک خویش را پنهان بدارد، بر مسلم و تمام قاصدان خود در طول زمان‏ها و مکان‏ها درود مى‏فرستد.

مسلم بن عقیل، قاصد شهید امام در راه وفادارى و ابلاغ بود. باشد که همه ما «مسلم»هاى حسین علیه‏السلام در عصر خویش باشیم.              محمدرضا صرافی نژاد

 درباره سند دعای عرفه امام حسین علیه السلام

کَفعَمیّ در حاشیه کتاب‌ دعای‌ «البلدُ الامین‌»، سیّد حسیب‌ نسیب‌ رضیّ الدّین‌ علیّ بن‌ طاووس‌ قدَّس‌اللهُ روحَه‌ در کتاب‌ «مصباح‌ الزّآئر» آورده‌ است‌ که‌:

بِشر و بشیر دو پسر غالِب‌ أسدیّ روایت‌ نموده‌اند که‌ امام‌ حسین‌ بن‌ علیّ بن‌ أبی‌طالب‌ علیهم‌ السّلام‌ در عصر روز عرفه‌ از چادر خود در سرزمین‌ عرفات‌ بیرون‌ آمد با حالت‌ تذلّل‌ و تخشّع‌، و آرام‌ آرام‌ آمد تا اینکه‌ وی‌ و جماعتی‌ از اهل‌ بیت‌ وی‌ و پسرانش‌ و غلامانش‌ در حاشیه چپ‌ کوه‌ عرفات‌ جبلُ الرّحمه رو به‌ بیت‌ الله‌ الحرام‌ وقوف‌ نمودند . سپس‌ دو دست‌ خود را مانند مسکینی‌ که‌ طعام‌ طلبد در برابر صورتش‌ بلند کرد و خواند این‌ دعا را: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی‌ لَیْسَ لِقَضَآئِهِ دَافِعٌ ـ تا آخر دعاء که‌ به‌ یَا رَبِّ یَا رَبِّ یَا رَبِّ مختوم‌ می‌شود ، و فقرات‌ إلَهی‌ أنَا الْفَقیرُ فی‌ غِنایَ تا آخرش‌ در آن‌ موجود نمی‌باشد .

سیّد ابن‌ طاووس‌ در کتاب‌ «مصباحُ الزّآئر» در بحث‌ زیارت‌ روز عرفه‌ ، روایت‌ بشر و بشیر را که‌ از قبیله بنی‌أسد بوده‌اند به‌ همان‌ طریقی‌ که‌ ما از حاشیه «البلد الامین‌» نقل‌ کردیم‌ روایت‌ می‌کند ، سپس‌ این‌ دعا را طبق‌ مضمون‌ «البلدالامین‌» روایت‌ کرده‌ است‌.«بحار الانوار» طبع‌ کمپانی‌، ج‌ 20 ، بابُ أعمال‌ خصوصِ یومِ عرفه‌ و لیلتِها

این‌ گفتار مجلسی‌ (ره‌) بود در «بحار الانوار». سپس‌ پس‌ از بیان‌ چند دعای‌ دیگر از سیّد ابن‌ طاووس‌ در روز عرفه‌ ، سیّد می‌گوید: از دعاهائی‌ که‌ در روز عرفه‌ شرف‌ صدور یافته‌ است‌ ، دعای‌ مولانا الحسین‌ بن‌ علیّ صلوات‌ الله‌ علیه‌ می‌باشد: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی‌ لَیْسَ لِقَضَآئِهِ دَافِعٌ وَ لَا لِعَطَآئِهِ مَانِعٌ.

در اینجا ابن‌ طاووس‌ این‌ دعای‌ مفصّل‌ حضرت‌ را نقل‌ می‌کند با دنباله آن‌: إلَهی‌ أنَا الْفَقیرُ فی‌ غِنایَ فَکَیْفَ لَا أکونُ فَقیرًا فی‌ فَقْری‌ ـ تا آخر آن‌ که‌ به‌: أمْ کَیْفَ تَغیبُ وَ أنْتَ الرَّقیبُ الْحاضِرُ ، إنَّکَ عَلَی‌ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ پایان‌ می‌یابد.

سپس‌ مجلسیّ (ره‌) گوید: » این‌ دعا را کفعمی‌ ایضاً در «البلد الامین‌» و ابن‌ طاووس‌ در «مصباح‌ الزّآئر» اورده است، ولیکن‌ در آخر این‌ دعا در آن‌ دو کتاب‌ به‌ اندازه تقریبیِ یک‌ ورق‌ موجود نمی‌باشد؛ و آن‌ از عبارت‌: إلَهی‌ أنَا الْفَقیرُ فی‌ غِنایَ تا آخر دعا می‌باشد.

و امّا مرحوم‌ محدّث‌ قمّی‌ پس‌ از نقل‌ این‌ دعا تا یَا رَبِّ یَا رَبِّ آورده‌ است‌ که‌: آن‌ حضرت‌ مکرّر می‌گفت‌: یَا رَبِّ ، و کسانیکه‌ دور آن‌ حضرت‌ بودند تمام‌ گوش‌ داده‌ بودند به‌ دعای‌ آن‌ حضرت‌ و اکتفا کرده‌ بودند به‌ آمین‌ گفتن‌. پس‌ صداهایشان‌ بلند شد به‌ گریستن‌ با آن‌ حضرت‌ ، تا آفتاب‌ غروب‌ کرد، و بار کردند و روانه مشعر الحرام‌ شدند.

محدّث‌ قمّی‌ می گوید که‌: کفعمی‌ دعای‌ عرفه امام‌ حسین‌ علیه‌ السّلام‌ را در «بلد الامین‌» تا اینجا نقل‌ فرموده‌ «البلد الامین‌» شیخ‌ إبراهیم‌ کفعمی‌، ناشر مکتبه صدوق‌ ـ طهران‌ ، ص‌ 251 تا ص‌ 258

و علاّمه مجلسی‌ در «زادالمعاد «زاد المعاد» علاّمه‌ ملاّ محمّد باقر مجلسی‌ ‌از طبع‌ قدیم‌ با خطّ أحمد تبریزی‌ ، ص‌ 91 تا ص‌ 96 ؛ این‌ دعای‌ شریف‌ را موافق‌ روایت‌ کفعمی‌ ایراد نموده است.

درباره پسران غالب اسد،که در صدر راویان این دعا امده اند باید گفت: آن چه در کتاب‌های رجالی آمده است، پسران غالب بن بشر اسدی که ابن اثیر غالبرا از صحابه دانسته‌است (1).

برخی بزرگان درمورد بشر بن غالب الاسدی الکوفی چیزی نگفته‌اند و عدّه‌ای او را مجهول دانسته‌اند. در تنقیح‌المقال آمدهاست که: شیخ ‌(ره) او را از اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ و امام سجاد ـ علیهالسلام ـ دانسته و به دنبال آن آورده: ظاهر این است که بشر بن غالب الاسدی الکوفی امامی است اما حال او مجهول است (2)در اصول کافی هم از او روایت نقل شده است. برخی او را از اصحاب امیرالمؤمنین ـ علیهالسلام ـ و اصحاب امام حسین‌(ع) و امام سجاد(ع) دانسته است (3) و در مورد وثاقت یا عدم وثاقت او ساکت ماندهاست.

در مورد شخصیت بشیر ابن غالب الاسدی الکوفی هم کتاب‌های رجالی بهطور صریح و محکم سخن نگفته‌اند. در موسوعه رجالیه آمده است: بشیر مشترک است بینرجال حدیث؛ ولی هیچ کدام توثیق نشده‌اند. هم‌چنین آمده است: از او از امام حسین‌ ـعلیه السلام ـ در کافی روایت نقل شده است. او کسی است که دعای عرفه را از امامحسین‌ ـ علیه السلام ـ روایت کرده است (4). در جای دیگر آمده: بشیر بن غالب الاسدی الکوفی مجهولٌ(5).عده‌ای از رجالیون در مورد وثاقت یاعدم وثاقت او سکوت کرده‌اند و یا نام او را ذکر نکرده‌اند.

البته برخی از محدثین بزرگوار، یقین به سنداین نیایش ندارند، ولی طبق اصل معروف: «دلالته تغنی عن السند» در این جا جاری است.

یعنی گاهی مفهوم و دلالت و محتوای حدیث به قدری با عظمت و مطابقاصول است که از سند بی‌نیاز و احتیاجی به آن وجود ندارد. بدیهی است که نظیر مضامیناین نیایش در عالی‌ترین درجه‌ی حکمت و عرفان اسلامی را جز انبیای عظام و ائمهمعصومین(ع) نمی‌توانند بیان نمایند.(6)بیشتر دعاهای موجود، از باب بی‌نظیر بودن در مضامین و معنامورد وثوق قرار می‌گیرند.

ایه الله جوادی آملی (7) می فرمایند: اشکالی ندارد که از مضامین و معنای بلند آن درعرصه‌های اجتماعی و اخلاقی استفاده ببریم(8)و طبق اصل «دلالته تغنی عن السند» از آن بهره ببریم. احادیثشریف نبوی(ص)، نهج البلاغه شریف، صحیفه سجادیه و بسیاری از دعاها چنین سرنوشتیدارند و طبق این اصل دلالت مورد پذیرش قرار می‌گیرند. بلی در مسایل فقهی و بیان حکمشرعی اثبات سند و سندشناسی بسیار مهم است. تازه در مسایل فقهی هم گاهی روایات مرسلهو غیر معتبر مؤید روایات دیگر قرار می‌گیرند و از این حیث مورد استناد و استفادهقرار می‌گیرد. مبناها هم در این راستا مؤثر می‌باشد و نسبت به هم فرق می‌کنند. آنچهدر پایان قابل بیان است این است که درست است که برخی از محدثین بزرگوار و رجالیونیقین برسند این نیایش ندارند و بر راوی آن اشکال می‌کنند و لی دلالت آن‌طوری است کهبوی عصمت می‌دهد و یک مضمون و دلالت بی‌نظیر این گونه، آن هم در قالب نیایش جز درتوان معصوم‌(ع) و انبیاء عظام نمی باشد. و وقتی دلالت یک متنی این‌قدر محکم و قوی وبلند باشد هم مورد تأیید سایر معصومین(ع) قرار می‌گیرد و هم عقل برهانی آن را بهمعصوم ـ علیه السلام ـ مستند می‌کند و به معصوم(ع) نسبت می‌دهد. ازشیخ محمّد حسین کاشفالغطاءرحمه اللّه در مورد یکى از دعاها مىپرسند، با صراحت پاسخ مىدهد: قوّت متن کاشف از قطعیّت صدور آن از معصوم است، گرچه سندى نداشته باشیمالفردوس الأعلى:ص 76.

اگر طبق اخبارعرض(9)متن دعای عرفه بر قرآن شریفهم عرضه شود، یقیناً با روح قرآن همخوانی دارد و هماهنگ است و مورد تأیید قرآن شریفمی‌باشد. انتساب این دعا به امام حسین ـ علیه السلام ـ دارای شهرت هم هست. ممکن هم استسند یک حدیث یا متن در دست باشد ولی متن آن اضطراب داشته و با روح قرآن سازگارنباشد و مردود شمرده شود. لیکن مضامین دعای عرفه با روح قرآن و روایات ناسازگار بهنظر نمی رسد.

-----------------------------------------------

(1). مامقانی، تنقیح المقال فیعلم‌الرجال، بی‌جا، بی‌تا، ج2، ص365.

(2). همان، ج1، ص174.

(3) . خویی، سیّد ابوالقاسم، معجم الرجال الحدیث، بیروت، الطبعهالثالثه، 1403ق، ج3، ص320.

(4) ترابی، علی‌اکبر، الموسوعه الرجالیه المیسره، قم، مؤسسه الامام الصادق(ع)، الطبعهالثالثه، 1424ق، ص62.

(5). جواهری، محمد، المفید من معجم الرجال الحدیث، قم، محلاتی، الطبعه الاولی، 1417ق،ص86ـ88.

(6) جعفری، محمد تقی،نیایش امام حسین(ع) صحرای عرفات، تهران، مؤسسه نشر آثار علّامه، چاپ چهارم، 1382ش،ص29.

(7) . حر عاملی، وسایلالشیعه، ج12، باب 49 و ج1، ص150ـ155

(8) جوادی آملی، عبدالله، خارج فقه ـ مکاسب محرمه، تاریخ 10/8/1380.

(9) وسائل الشیعه،جوان‌ 18، باب 9، از ابواب صفات قاضی، ص 89.

 

 

 



لینک ثابت
موضوع : مناسبت ماه ها و روزها - روز عرفه
ارسال توسط farhangsazan
صفحه ی بعدی (/568494-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%87/2) 1 صفحه ی قبلی (0)
نمایش صفحه ی 1 از 1   |   12 نمایش در هر صفحه

مطالب اخیر
نظر سنجی
پیوند ها

اسلایدر

دانلود فیلم